أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

325

قانون ( فارسى )

فصل پنجم سستى - فروهشتگى زبان سستى زبان از جمله سستىهاى اعضاء است كه سابقا ذكر شد و سببش از رطوبت خونى آبكى است ، يا سبب در مغز يا در عصب حركت دهندهء زبان يا از شاخه عصبهاى پيوسته با عصب زبان است . اگر بيمارى زبان از مشاركت مغز است ، خودت مىدانى كه معالجهء هر عضوى كه حس و حركتش به شراكت مغز باشد چگونه است ! اگر زبان سرخ و حرارتى باشد ، دليل خونى بودن ماده است ، اگر سيلان لعاب آبكى زياد است ، دليل وجود مادهء رقيق آبى است و از تحليل‌برنده‌ها كمتر بهره مىبرد و از داروهاى گيرنده فايده بيند . سستى زبان گاهى انسان را از سخن گفتن منع مىكند يا زبان به زحمت كلمات را ادا مىكند يا به لكنت و تته‌پته مىافتد . گاهى بچه تا زمانى دراز حرف نمىزند . كسى كه در حرف زدن زبانش گره كند ، هرگاه مبتلا به بيمارى گرم شد ، رطوبت زبان - كه سبب گرفتگى شده - مىگدازد و زبان به حال طبيعى درمىآيد ؛ زيرا رطوبت مذكور در بيخ عصب زبان بند آمده است . كودك هم از اين رطوبت است كه كلمات را صحيح ادا نمىكند و « الثغ » « 1 » مىشود . هرگاه بزرگ شد و رطوبت جسم كاملا طبيعى شد ، زبان سلامت و فصيح مىشود . علاج : بدن را بايد وسيلهء معجونهاى كوچك و سپس معجونهاى بزرگ پاكسازى كرد ؛ آنگاه مداواى ويژهء سر را استعمال كن . اگر بيم آن رفت كه همراه رطوبت چيرگى خون هست ، رگ زبان را بزن و حجامت بر زنخ بگذار . سپس غرغره‌ها و گردهاى ساييدنى بر زبان استعمال كن . بعد از پاكسازى زبانش را بسيار حركت دهد كه اين علاجهاى خون‌گير و دارويى را در بيماريهاى سر ياد گرفته‌اى . اگر بيمارى زبان موضعى است ، داروهاى تحليل‌برنده و قطع‌كننده بر زبان بمالد و زبان را با آنها ماساژ دهد و با آب آنها غرغره كند و در دهان گرداند . و اين داروها از قبيل : مرزه ، آويشم ، خردل ، عاقرقرحا ، پوست ريشهء كبر ، يا خردل و كندس كه اينها را با آب كامه يا با سركهء پياز دشتى مخلوط مىكنى . يا زبان را با نشادر با آب لور يا آب دوغ چكيده آن‌قدر بمالند تا لعاب زياد از آن سيلان كند . سكنجبين پياز دشتى اگر در دهن گردانند و غرغره كنند نافع است . سوسن زرد هم

--> ( 1 ) - كسى كه حروف را درست تلفّظ نمىكند ؛ مثلا « ر » را « غ » و « س » را « ث » گويد .